خرید بک لینک

رفتم یه سر بعد از قرن ها به فیس بوکم بزنم، نتیجه؟ نشستم دارم دونه دونه پیجهایی که احتمالا پنج شیش سال پیش فالوشون کرده بودم رو آنفالو میکنم، هیئم با خودم میگم من اینو واسه چی فالو کردم؟! این یکیو چرا دیگه آخه! و همینطور الی آخر...

چقد آدم عوض میشه، نه؟... وقتی خودت انقدر عوض میشی، چجوری توقع داری بقیه نشن؟!...

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

Just because you can do something, doesn`t mean you should!

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

خب انگار امسالم تموم شد. در واقع خیلی زود تموم شد یه جوریکه حس میکنم هنوز یه نیم دور دیگه مونده زمین بزنه! اونقدر به نظرم زود گذشت که وقتی داشتم دنبال این پست* میگشتم تا بهش رفرنس بدم و قید کنم که امر

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

من همیشه از اینهایی که شبا تا دیروقت بیدار میمونن تا کارهاشونو بکنن و صبح روز بعدم علی رغم خواب آلودگی بسیار، بیدار میشن و تا شبش با همون چشمای غرق خواب به ادامه ی اموراتشون میرسن خوشم میومد! اصلا حس

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

آلارم تلگرام بود با این نوتیفیکیشن که :" Madar joon Alavi joined Telegram"! به خودم اومدم و دیدم دارم به مرور خاطرهش لبخند میزنم...! نوهش اومده بود، نشونده بودش روی صندلی، جای موبایلش و داروهاش رو ب

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

تمام حجت مسلمانی من حسینبن علیست... تولدشون مبارک! فاز یک: دیدین؟ یه چیزایی خیلی واضحه! یا حداقل یه چیزایی واسه یه تعدادی خیلی واضحه! مساله جایی پررنگ میشه که بسته به اینکه شما تو شکل گیری این چیزا

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

امروز شاید یکی از پیچیده ترین و سنگین ترین روزای زندگیم از نظر جسمی و روحی بود. لپ تاپم با کیفش رو گذاشته بودم رو میز محل کار، و ساعتای 12 باید میرفتم بانک برای کاری، یعنی درواقع تا رفتم بانک شد 12! ب

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

امروز نشستم تو ماشین، راننده شروع کرد از یه مسیری که مسیر معمول من نبود رفتن. تا خود دم در خونه داشتم تو ذهنم دودوتا چارتا میکردم که اگه خواست پولو بیشتر بگیره به بهونه کیلومتر بیشتر، چجوری حالشو بگیر

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

میدونین یه آدم کی بزرگ میشه به نظر من؟

وقتی بتونه تخم هندونه سر بسته رو سالم بشکنه مغزشو تناول کنه!

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

این دوست عزیزو میبینی؟ که البته نمیدونم چرا چرخیده! ولی بهرحال... امروز گرسنه بودم، رفتم اینو خریدم نصفشو تو ماشین خوردم نصف بعدیش موند تو ماشین آب شد رسیدم خونه گذاشتم فریزر شد آلاسکای شکلاتی :| ی

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:22

صفحه بندی